صبح دانشجو

کد خبر: 1679

تاریخ انتشار: ۱۸ دی ۱۳۹۶ - ۱۴:۴۶

در دوره کشف حجاب ماجرای گریه زن‌ها میان سخنرانی شاه چه بود؟ + سند

به نقل از خبرگزاری تسنیم

در دوره کشف حجاب ماجرای گریه زن‌ها میان سخنرانی شاه چه بود؟ + سند

در دوره کشف حجاب رضاخانی زنهای یزد به نمایندگان مجلس نامه نوشتند و ستمهایی را که بر آنان می‌رفت شرح دادند: خدا می‌داند اگر یک نفر از ماها با روسری یا چادرنماز به دست یک پاسبان می‌افتاد مثل اسرای شام با ماها رفتار می‌کردند.

با عضویت در کانال سروش «صبح دانشجو» مهم ترین اخبار و رویدادهای روز را دریافت نمائید.

چرا رضاخان اصرار بر «کشف حجاب» داشت؟/ ماجرای گریه زن‌ها میان سخنرانی شاه + سند


در دوره کشف حجاب رضاخانی زنهای یزد به نمایندگان مجلس نامه نوشتند و ستمهایی را که بر آنان می‌رفت شرح دادند: خدا می‌داند اگر یک نفر از ماها با روسری یا چادرنماز به دست یک پاسبان می‌افتاد مثل اسرای شام با ماها رفتار می‌کردند.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی صبح دانشجو

و به نقل از خبرگزاری تسنیم، با استقرار و تثبیت سلطنت پهلوی، دوره اجرای سیاستهای نوین استعمار انگلیس فرا رسید. سیاست مذهب زدائی و استحاله فرهنگی از طریق اشاعه فرهنگ تجددگرایی غربی در دستور کار هیأت حاکمه قرار گرفت.جامعه ایران برای تبدیل شدن به جامعه ای بی هویت و غیر مولد باید از فرهنگ و ارزشها و سنتهای اسلامی – ملی تهی می شد.از آنجا که به دلیل ریشه دار بودن تفکر دینی و تقیدات مذهبی و عرفا و سنن ملی، سیاست مذهبی زدایی با مشکلات جدی و مقاومت اجتماعی مواجه بود، بنابراین دولتمردان رژیم جدید همانند تجربه اروپا تهاجم به مذهب را ابتدا از طریق رواج سکوالاریسم و لاقیدی و بی اعتنایی و تحقیر نمادهای دینی و سنن ملی آغاز کردند.

از اواسط دهه ۱۳۰۰ و با رشد جریانهای روشنفکری غرب زده، انتقاد به حجاب آغاز شد و  گروه‌های فعال جنبش زنان از حجاب انتقاد می‌کردند.نشریه عالم نسوان در سال ۱۳۱۰ بحثی دربارهٔ حجاب باز کرد و فراخوانی برای این بحث چاپ نمود. روشنفکران غرب زده که متاثر از فرهنگ غربی بودند، تنها راه پیشرفت را پیروی از فرهنگ غربی می دانستند.

با روی کار آمدن رضاشاه

به تدریج لباس‌های اروپایی زنان با کنسرت‌های بی‌حجاب قمرالملوک وزیری در باشگاه ایران به بنیان‌گذاری تیمورتاش وزیر دربار بانفوذ و نوگرای رضاشاه، به میان مردم آمد. نخستین شایعات درباره کشف حجاب، به سال ۱۳۰۸ بازمی گردد که امان‌الله خان و ملکه ثریا، شاه و ملکه افغانستان به ایران آمدند. ملکه افغانستان در این سفر بی‌حجاب بود. رضا شاه پس از تنها سفر خارجی‌اش به ترکیه در ۱۲ خرداد ۱۳۱۳، تحت تأثیر اقدامات غرب‌گرایانه آتاتورک قرار گرفت. در این دوره نیز شایعاتی دربارهٔ ممنوعیت حجاب در مدرسه‌های دخترانه پخش شد، ولی قانونی در این راستا تصویب نشد.

حضور میسیونهای مذهبی و تأسیس مدارس خارجی در آن ایام، بازگشت فرزندان خانواده های اشرافی از فرنگ پس از اتمام تحصیل، نشر برخی مطبوعات متأثر از فرهنگ غربی و نهایتا فکر تشبه به غرب از جمله عوامل داخلی بود که زمینه اندکی را آن هم محدود به طبقه اشراف جامعه شهری برای اجرای سیاست کشف حجاب فراهم کرد.

همراهی زنان دربار با قافلهٔ تمدن غربی

در آبانماه سال ۱۳۱۴ به هنگامی که شاه پس از بازگشت از سفر مازندران از میزان موفقیت و پیشرفت بی حجاب کردن بانوان سؤال می کرد، وزیر معارف پاسخ داد: «اکنون دختران خردسال باروی گشاده به مدرسه می روند ولی نسبت به زنان سالخورده، تنها این اقدام معارف کافی نیست، باید در خانواده های عالی مملکت یک عمل جدی به ظهور برسد، و اگر شخص اعلیحضرت همایونی پیشقدم شوند، مردم همه تأسی خواهند کرد که از قدیم گفته اند: «الناس علی دین ملوکهم»». شاه پس از شنیدن سخنان وزیر معارف و در حالی که بنظر قبلا در این زمینه هماهنگی شده است، پاسخ داد: «بسیار خوب، دیگران که اقدام نمی کنند، من پیرمرد حاضرم که جلو بیفتم و سرمشق بشوم».

از این به بعد و در شرایطی که شاه آماده می‌شد تا با برداشتن حجاب زنان دربار، ملکه و دخترانش، آنان را با قافله تمدن غربی همراه سازد و از حرم خود وسیله ای برای تعمیم فرهنگ تشابه به غرب در جامعه ایران بسازد، جریان اجبار محصلین به کشف حجاب در تهران و شهرها ادامه یافت.

سه اصل ضروری رفع حجاب

غالباً مطالبی که در ضرورت رفع حجاب از سوی شاه و اطرافیان تحت عناوین متعدد از جمله نهضت آزادی زنان مورد تاکید قرار می گرفت این بود که وجود حجاب اولا «خلاف تمدن» ثانیا «خلاف قانون طبیعت» بوده و ثالثا «سبب عدم حضور زن به عنوان نیمی از مردم جامعه در عرصهٔ کار» می شود. مخبرالسلطنه هدایت که خود بیش از شش سال و سه ماه به عنوان رئیس الوزراء در خدمت رضا شاه بود در خاطرات خود سه اصل یاد شده را این گونه تحلیل می کند: «در این اوقات (سالهای بعد از تصویب تغییر لباس به تاریخ ۶ دی ۱۳۰۷) روزی به شاه عرض کردم تمدنی که آوازه‌اش عالمگیر است، دو تمدن است:

یکی تظاهرات در بولوارها، یکی تمدن ناشی از لابراتوارها. تمدنی که مفید است و قابل تقلید، تمدن ناشی از لابراتوراها و کتابخانه ها است. گمان کردم به این عرض من توجهی فرموده اند. آثاری که بیشتر ظاهر شد تمدن بولوارها بود که به کار لاله زار می خورد و مردم بی بند و بار خواستار بودند.»… در جای دیگر ضمن استهزاء «روز ۱۷ دی ۱۳۱۴» در مورد نقش زن ایرانی در اقتصاد کشور می نویسد:۱۷ دی روز ورود به صحنه تمدن است.

مملکت را آوازهٔ تمدن و ترقی فرا گرفته است . مسرورم که می‌بینم خانم ها در نتیجه معرفت به وضعیت خود آشنایی یافته اند. نصف قوای مملکت بیکار بود و به حساب نمی‌آمد، اینک داخل جماعت شده است. آنان که مشغول خانه داری بودند به عرصه ولنگاری قدم نهادند در هیچ جای دنیا زن به قدر ایران کار نمی‌کرد و نمی کند. در شهرها و قراء زن علاوه بر کار خانه‌داری بزرگترین کمک را به اقتصاد مملکت می کند. قالی، گلیم، جاجیم، اغلب از زیر دست زن بیرون می آید یا دخترها».

نظر رضاشاه: چادر و چاقچور، دشمن ترقی و پیشرفت مردم

برای برداشتن حجاب بانوان، مجالس جشن و سخنرانی ابتدا در تهران و شهرهای شمال ایران و سپس به تدریج در سایر شهرها برقرار می گردید. ولی پیشرفت زیادی نداشت و اکثریت مردم نه تنها استقبالی نمی کردند بلکه با نظر تنفر می نگریستند. تا روز ۱۷ دیماه ۱۳۱۴ که شاه به اتفاق ملکه و شاهدخت ها در جشن دانشسرای مقدماتی حضور یافتند. در این روز دو اتومبیل سلطنتی که اولی رضاشاه و دومی ملکه تاج الملوک و شمس و اشرف پهلوی در آن بودند، بدون حجاب وارد دانشسرا شدند.

فلسفه رضاخان از کشف حجاب

رضاشاه، فلسفه این اقدام احمقانه را، برای محمود جم که کشف حجاب در کابینه او انجام گرفته، چنین تشریح میکند: «این چادر چاقچورها را چطور می شود از بین برد؟!» دو سال است که این موضوع فکر مرا بخود مشغول داشته، از وقتی که به ترکیه رفتم و زنهای آنها را دیدم که پیچه و حجاب را دور انداخته و دوش به دوش مردها کار می‌کنند، دیگر از هر چه زن چادری بود بدم آمده است ».
و در ادامه، برداشت خود را از کشف حجاب ترکیه چنین تحلیل می نماید که:

«اصلاً چادر و چاقچور، دشمن ترقی و پیشرفت مردم ماست.درست حکم یک دمل را پیدا کرده که باید با احتیاط به آن نشتر زد و از بینش برد!!».

سخافت رأی و عقلی که در ماورای این اظهارات سست و بی اساس مشهود است و از خود باختگی مطلق سرچشمه گرفته است، بی نیاز از هر تشریح و توضیحی بنظر می رسد. امّا بسیار بجا است که به نقل چند جمله از مخبرالسلطنه هدایت، تحت عنوان «رفع حجب یا حجاب سوقات آنکارا»، در همین زمینه مبادرت شود.

دستور رضاشاه و پاسخ وزیر معارف

رضاشاه رو به وزیر معارف کرده و گفت: «سابقا به کفیل معارف دستور دادم برای رفع روپوشیدن زنان اقدام نماید. امّا او نخواست یا نتوانست و کاری نکرد. حالا باید شما در این کار با کمال متانت و حسن تیربیراقدام کنید که این رسم دیرین که برخلاف تمدن است از میان برداشته شود».

وزیر معارف پاسخ می دهد: «امر مبارک را اطاعت می کنم، این رسم نه تنها برخلاف تمدن است بلکه برخلاف قانون طبیعت است، زیرا که در دنیا هیچ دو جنس ذکور و اناث در نباتات و حیوانات خلق نشده که جنس ماده از جنس نر روی خود را پنهان کند… بعلاوه یکی از علل بزرگ عقب افتادن مملکت ما از غافله تمدن دنیا همین است که نیمی از بدن ملت ما بکلی فلج مانده است.»

اعلام رسمی رفع حجاب از زنان مسلمان

روز ۱۷ دی سال ۱۳۱۴ شمسی که قرار بود روز جشن فارغ التحصیلی دانشسرای عالی باشد، علی اصغر حکمت – وزیر معارف وقت – به رضاشاه پیشنهاد کرد که همراه با اعضای خانواده سلطنتی بی حجاب در این مراسم شرکت جویند. رضاشاه که از قبل به علی اصغر حکمت دستور آماده سازی بی حجاب نمودن زنان مسلمان را داده بود و نیز در ماه تیر همان سال واقعه خونبار مسجد گوهرشاد رخ نموده بود،

این پیشنهاد را تمکین نمود و در روز موعود در دانشسرای تربیت معلم با اعضای خانواده سلطنتی بطور کاملاً بی حجاب شرکت نموده و بدین ترتیب رفع حجاب از زنان مسلمان از طرف رییس قدرت حکومت بگونه اى کاملا رسمی اعلام گردید و در پی آمد این روز، دولت همهٔ شعور و تلاش خویش را مصروف بی حجاب نمودن زنان مسلمان نمود.

نکته‌ای که در رابطه با این مقوله دردناک تاریخی معاصر باید مطمح نظر قرار گیرد، این واقعیت تردید ناپذیر تاریخی می باشد که مسأله «بی حجابی» و «رفع حجاب از زنان مسلمان» از دیرباز مورد توجه جدی استعمار جهانی بوده است و از سالهای دور، کوششهای فراوانی جامعه شده است تا زمینه های روانی  فرهنگی – اجتماعی گریز از ارزشهای اسلامی درجامعه اسلامی ایران و نیز جوامع اسلامی دیگر ایجاد شود.

 روبه دیوار ایستادن زنان در تمام طول سخنرانی رضاشاه

«… روز هشتم ماه ژانویه سال ۱۹۳۹ قدم بزرگی برداشته شد.» (هفدهم دیماه ۱۳۱۴) در این روز که در زندگانی زنان ایران اهمیت بسزائی دارد شاه به دانشسرای عالی رفت تا گواهینامه فارغ التحصیل ها را بدست خود به دانشجویان بدهد، ملکه ایران و دو دختر بزرگش که با لباسی اروپائی و بدون حجاب بودند همراه شاه به دانشسرای عالی آمدند.

علی اصغر حکمت یکی از سرشناس ترین چهره هایی که خود در آفرینش ماجرای حجاب فعال بود، در مورد تبعات این واقعه می نویسد: «بلافاصله بعد از مراسم ۱۷ دی در تهران دو امر پیش آمد که یکی به افراط و دیگری به حد تفریط بود. از یک طرف بعضی از زنهای معلوم الحال به کافه ها و رقاصخانه ها هجوم آورده و همه در مرئی و منظر جوانان بوالهوس به رقص پرداخته و با آن جوانان به انواع رقصهای معمول فرنگستان، مشغول دست افشانی و پایکوبی شدند و از طرف دیگر مأمورین شهربانی و پلیس ها در تهران و فرمانداری ها و بخشداری ها در شهرها و قصبات مملکت بر حسب دستور وزارت کشور به زنان بی خبر مزاحم شده و آنها را به اجبار وادار به کشف حجاب می کردند و حتی چادر و نقاب آنان را پاره می کردند…

در تمام طول سخنرانی شاه بعضی از بانوان چنان از بی حجابی خود ناراحت بودند که رو به دیوار ایستاده و روی خود را بر نمی گرداندند و از گریه خود نمی توانستند جلوگیری نمایند. از فردای آن روز، بر سر کردن چادر در خیابانهای تهران ممنوع گردید.

 

شاهکار بزرگ تاریخ شاه!

خبر، انفجار آمیز بود، قانون توسط شاه ابلاغ گردید. باید به قانون احترام گذاشت. در تهران و شهرستانها، تمام روزنامه ها و مجلات دولتی سرمقاله های خود را به موضوع رفع حجاب اختصاص دادند و عمل شاه را یک نقطه عطف در تاریخ زنان دانسته، اقدام شاه را یک شاهکار بزرگ تاریخی نامیدند و خلاصه بحث بیشتر روزنامه ها آزادی زنان از قید اسارت بود. با وجودی که طرح و برنامه ریزی و تبلیغات، از سه سال پیش و پس از کنگرهٔ زنان شروع شده بود، روزنامه ها و مجلات مرتباً از جشنها و میهمانی هایی که (البته به زور) تشکیل می گردید و در آن زنان بی حجاب به همراه شوهرانشان شرکت می‌کردند، عکس و تفسیر می‌نوشتند.

از مدارس مختلف و شاگردهای ممتاز در هر مدرسه، عکس برداری و در روزنامه ها چاپ می‌گردید. هدف اصلی نشان دادن تصویر زنان بی حجاب و در واقع تشویق و ترغیب دیگران به این کار بود… و اسفبار تر از همه، معرفی زنان هنرپیشهٔ خارجی به عنوان سمبل زنان آزاد و بصورتی احترام انگیز و قابل ملاحظه با لباسهایی که از نظر بیشتر زنان ایران عجیب و غریب می نمود، بود.

برداشتن روسری از سر زنان توسط پلیس

امر داده شده بود که از اول فروردین ۱۳۱۴ مردها کلاه شاپو به سر بگذارند و زنها بدون چادر از خانه خارج گردند. زنها ابتدای امر، وقتی از خانه خارج می شدند، پیراهنهای بلندی پوشیده، روسری بر سر می نهادند.

در دوره کشف حجاب پلیس اجازه یافت روسری ها را با زور از سر زنان بردارد و اگر روسری ها دارای ارزشی بود، به اداره پلیس تحویل داده شود. درگیری میان زنان و پلیس تا مدتها ادامه داشت و نتیجتا بسیاری از بانوان که نمی خواستند به هیچ‌وجه بدون حجاب خارج شوند تصمیم به ماندن در خانه گرفتند تا به تمام درگیریها خاتمه دهند. برای عده ای، این خانه ماندن تا رفتن رضاشاه از ایران ادامه داشت و عده ای رفت و آمدهای خود را فقط در شبها انجام می دادند و چه بسیار خانه هایی که اجبارا اقدام به ساختن حمام نمودند که زنان جهت حمام مجبور نشوند از خانه ها خارج گردند.

فشار در دوره کشف حجاب و ترس بانوان از ماموران شهربانی

به حدی بود که زنهای یزد در تاریخ به نمایندگان مجلس نامه نوشتند و شرح ستمهایی که بر آنان می رفت را شرح دادند: «متأسفانه آنچه در رادیوها شنیده و روزنامه ها مطالعه می شود، هیچ اسمی از ظلم و ستمهایی که چندین سال است به ما بیچارگان شده، نیست که به واسطه یک روسری یا چادر نماز در محله ها حتی از خانه همسایه طوری در فشار پاسبان و مأمورین شهربانی واقع بوده

و هنوز هم هستیم که خدا شاهد است از فحاشی و کتک زدن و لگد زدن هیچ مضایقه نکرده و نمی کنند و اگر تصدیق حکما آزاد بود از آمار معلوم می شد که تا به حال چقدر زن حامله یا مریضه به واسطه تظلمات و صدمات که از طرف پاسبانها به آنها رسیده، جان سپردندو چقدر از ترس و حرس فلج شدند و چقدر مال ما را به اسم روسری یا چادر نماز به غارت بردند و چه پولهایی از ما به اسمی و رسمی گرفته شده.

خدا می داند اگر یک نفر از ماها با روسری یا چادر نماز به دست یک پاسبان می افتاد مثل اسرای شام با ماها رفتار می کردند.

بهترین رفتار آنها با ماها همان چکمه ها لگد بر دل و پهلوی ما بود و اگر به پول گرفتن قانع نمی شدند یا پولی نداشتیم به آنها بدهیم ما را به شهربانی و کمیسر می بردند اذیت ما بیشتر و مخارج ما زیادتر…»

ممانعت حکومت از داشتن حجاب بر سر زنان، آنان را مجبور کرده بود که به فکر راه حلهایی برای این مساله بیفتند. در سبزوار زنان با بلندتر کردن لبه دور گردون پالتو یا روپوش، سعی می کردند که حتی الامکان حجاب داشته باشند.. حکومت سبزوار به شهربانی دستور می دهد که «چون مشاهدهٔ این منظره در معابر بد نما و مخالف وضعیت امروزه می باشد لازم است در حدود دستورات از این قبیل بانوان که با این طریق لباس بیرون می آیند جلوگیری و ممانعت به عمل آید.»

اهانت و کتک زدن به زنهای چادری

در دوره کشف حجاب، در اتوبوس زن با حجاب را راه نمی دادند و در معابر پاسبان ها از اهانت و کتک زدن به زنهایی که چادر داشتند با نهایت بی پروایی و بی رحمی فروگذار نمی کردند. حتی بعضی از مامورین به خصوص در شهرها و داهات زنهایی که پارچه روی سر انداخته بودند، را اذیت می کردند و  آن پارچه را از سر آنها کشیده و پاره پاره می کردند و اگر زن فرار می کرد، او را تا توی خانه اش تعقیب می کردند. آنان به این هم اکتفا نکرده، اتاق زنها و صندوق لباس آنها را تفتیش کرده، اگر چادر از هر قبیل می دیدند، پاره پاره می کردند یا به غنیمت می بردند.

مادرم فرار می کند و…

مهدی عبدخدایی از اعضای فدائیان اسلام می گوید نامادری من داستانی را تعریف می کردند که همین داستان را علی آقا ضیاء هم تعریف می کنند که من یکساله بودم که مادرم از حمام بازمی گشته است. بین حمام و منزل ما قریب صد یا صد و پنجاه قدم راه بوده،پاسبان اداره ثبتی بوده که می بیند دو زن (مادرم و همسایه اش) با چادر راه را طی می کنند. حمله می کند چادر مادر مرا از سرشان می کشد. مادرم فرار می کند و خود را به آستانه خانه همسایه می اندازد در همانجا سقط جنین می کند و خونریزی شدیدی می کند و به علت شرایطی که پدرم داشته (او بصورت یک تبعیدی و فراری بوده و یکسال بعد از آن ماجرا باز می گردد) نمی تواند مادرم را به دکتر برساند و مادرم پس از شانزده روز می میرد در حالی که بیست و یکساله بوده است.

دیدگاه کاربران
*

ایمیل شما برای همه نمایش داده نخواهد شد.

*

از نوشتن نظرات با حروف لاتین (فینگلیش) خودداری کنید.

*

از ارسال نظرات غیر مرتبط با متن خبر , تکرار نظرات دیگران , توهین به سایر کاربران و ارسال متن های طولانی خودداری نمائید.

*

نظراتی که حاوی تهمت و بی احترامی به مقدسات مذهبی , ادیان الهی , مسئولان کشوری , اقلیت های قومی و مذهبی و مغایر با عرف و قوانین جاری کشوری باشد منتشر نخواهد شد.


ارسال دیدگاه

*

*

*

مطالب مرتبط
نکاتی درباره کتاب

به مناسبت هفته کتاب و کتابخوانی

نکاتی درباره کتاب

نظر بزرگان درباره عید الزهرا

به مناسبت نهم ربیع الاول

نظر بزرگان درباره عید الزهرا

«بدون توقف» شبکه سه با موضوع شورای نگهبان

با حضور دکتر عباسعلی کدخدایی

«بدون توقف» شبکه سه با موضوع شورای نگهبان

کوبا

مستند روزهای آزادی 5

کوبا

نکاتی درباره وقف

به مناسبت دهه وقف

نکاتی درباره وقف

اندونزی

مستند روزهای آزادی 4

اندونزی