صبح دانشجو

کد خبر: 1797

تاریخ انتشار: ۲۸ بهمن ۱۳۹۶ - ۱۴:۲۱

خواهر شهید: یک روز موتور شوهر خواهرم را از جلوی منزل مان دزدیدند،

برشی از کتاب سلام بر ابراهیم

خواهر شهید: یک روز موتور شوهر خواهرم را از جلوی منزل مان دزدیدند،

خواهر شهید ابراهیم هادی می‌گفت : یک روز موتور شوهر خواهرم را از جلوی منزل مان دزدیدند، عده ای دنبال دزد دویدند و موتور را زدند زمین. ابراهیم رسید و دزد زخمی شده را بلند کرد، نگاهی به چهره وحشت زده اش انداخت و به بقیه گفت: اشتباه شده! بروید.

با عضویت در کانال سروش «صبح دانشجو» مهم ترین اخبار و رویدادهای روز را دریافت نمائید.

برشی از کتاب سلام بر ابراهیم

خواهر شهید ابراهیم هادی می‌گفت :

یک روز موتور شوهر خواهرم را از جلوی منزل مان دزدیدند،
عده ای دنبال دزد دویدند و موتور را زدند زمین.
ابراهیم رسید و دزد زخمی شده را بلند کرد، نگاهی به چهره وحشت زده اش انداخت و به بقیه گفت: اشتباه شده! بروید.
ابراهیم دزد را برد درمانگاه و خودش پیگیر درمان زخمش شد.
آن بنده خدا از رفتار ابراهیم خجالت زده شد.
ابراهیم از زندگی اش سوال کرد، کمکش کرد و برایش کار درست کرد.
طرف نماز خوان شد، به جبهه رفت و بعد از ابراهیم در جبهه شهید شد…

کتاب سلام بر ابراهیم جلد ۱

۰۰
دیدگاه کاربران
*

ایمیل شما برای همه نمایش داده نخواهد شد.

*

از نوشتن نظرات با حروف لاتین (فینگلیش) خودداری کنید.

*

از ارسال نظرات غیر مرتبط با متن خبر , تکرار نظرات دیگران , توهین به سایر کاربران و ارسال متن های طولانی خودداری نمائید.

*

نظراتی که حاوی تهمت و بی احترامی به مقدسات مذهبی , ادیان الهی , مسئولان کشوری , اقلیت های قومی و مذهبی و مغایر با عرف و قوانین جاری کشوری باشد منتشر نخواهد شد.


ارسال دیدگاه

*

*

*